جدی نگیرید !
یه بار هم میخواستم وارد یه کوچه ای بشم، همزمان یه ماشین دیگه از روبه رو اومد که وارد کوچه بشه. سر ورودی به هم دیگه رسیدیم. با دست اشاره کردم که اول شما. جوابی نداد. فکر کردم منظورش اینه که میخواد من اول وارد بشم ولی همین که حرکت کردم اون هم حرکت کرد. دوباره وایسادیم. اینبار اون بود که با دست اشاره کرد که اول تو برو. منم که کلا آدم تعارفی هستم گفتم نه اول شما برو( همه این تعارفات رو مثل اخبار ناشنوایان از پشت شیشه با دست انجام میدادیم.) چند ثانیه بعد هیچکدوممون هیچ حرکتی نکرد. تصمیم گرفتم اینبار هم من اول برم ولی باز دوباره همین که حرکت کردم اون هم حرکت کرد. دوباره وایسادیم. دوباره دیگه این همزمانی اتفاق افتاد. بار سوم دیگه بی خیال شدیم، از ماشینا پیاده شدیم رفتیم به هم دست دادیم، روبوسی کردیم و همونجا نشستیم زمین، من چایی آوردم تا سحر با هم حرف زدیم و از گذشته ها گفتیم.