جدی نگیرید !
تو زندگیم بیشتر از همه چی دنبال یک نفر میگردم که هر حرفی میزنم رو مثل حضار توی جلسات قرآن خوانی با یه الله کش دار تائید کنه.
کاشکی یک زبان اشاره مخصوص ما افراد لهجه دار اختراع بشه که بتونیم کمتر با لهجه حرف بزنیم، یا که کلا حرف نزنیم تا زمانی که یا لهجه کلا از بین بره یا که حرف زدن رو از یاد ببریم. چیزی هم به اسم لهجه شیرین و دوست داشتنی نداریم. همه لهجه ها به صورت برابر مزخرف و لایق مسخره شدن هستن. اللخصوص کرمانشاهی ها. اینا رو بیشتر مسخره کنید.
با ونسان ونگوگ خیلی احساس ارتباط میکنم. از خیلی جهات. مخصوصا اینکه منم مثل اون وقتی بالاخره دیده میشم،که ده تا زن گرفته باشم، یک گوش هم نداشته باشم و چند سال از مرگم گذشته باشه.
اون قسمت ده تا زن مخصوص خودمه البته. اون بیچاره اصلا ازدواج نکرد.
یک ماه طول کشید تا متوجه بشم گوست فیس توی تزئینات تشک ام مخفی شده.

باید ترکی یاد بگیرم. برای دانشگاه. ولی خب سختی این زبان امانم رو بریده. مسئله اصلی میزان حساسیت روی تلفظ کلماته. یک اشتباه کوچک کلا همه چیز رو عوض میکنه، اینطور که میای به طرف بگی سلام حالت چطوره؟ یک کلمه رو اشتباه تلفظ میکنی به خودت میای میبنی آسمون رو ابر های سیاه پر کردن از چپ و راست رعد و برق میزنه و یه جن هشت هزار ساله از پشت سر داره بهت سلام میده.
اصلا فکرش رو نمی کردم درس انقلاب اسلامی دستی بر آتش دارک کمدی داشته باشه =)))))

اینقدر بهم نگید چرا برای آینده ات تلاش نمی کنی! من همینکه دست به کاری نمیزنم تا آینده به دست آدمی مثل من ساخته نشه خودش لطف بزرگیه که دارم در حق بشریت میکنم.
گلس گوشیم اینقدر خورد شده و شکسته اس که حتی وقتی اسکرین شات هم میگیرم و میزارمش توی یه نمایشگر سالم بازم میتونید اون خط های باریک خش ها رو روی عکس ببینید. خط و خش ها الان تبدیل به جزئی از خود گوشی شدن.
راستش اینقدر فکرم رو مشغول کرده بود که نشد در موردش ننویسم.
More ...