جدی نگیرید !
جدیدا هم توی هر موقیعتی سعی میکنم یه موسیقی متن مناسب با موقعیتی که توشم پیدا کنم. میرم کافه یه گوشه میشینم اومدن دختران زیبا یکی یکی به کافه رو تماشا میکنم شهرام ناظری توی سرم میخونه اندک اندک جمع مستان میرسند.
این حس رو نسبت به همتون دارم که اگر شما رو بزارن جلوی کراشتون و بهتون بگن با هم سکس کنید وسط سکس انگلیسی حرف میزنید بدبختای غرب زده.
به عنوان کسی که یکبار بابام موقع عصبانیت افتاد دنبالم و همسایه ها نجاتم دادن میگم اینایی که هر اتفاق مهمی توی کشور میوفته جوری که کشور های دیگه هم بهش واکنش نشون میدن میان میگن بهتره مسائل کشور رو بین خودمون حل کنیم و نزاریم بقیه توش دخالت کنیم، دارن گه خالص میخورن. دخالت کنید آقا، تا میتونید دخالت کنید. خیلی وقته دیگه از اون شرایط گذشته که ما بتونیم دفاعی از خودمون بکنیم. الان ما همون بچه ایم که باباش افتاده دنبالش مگه فقط همسایه ها بتونن مارو نجات بدن.
نکته: بابام واقعا دنبالم نکرد و همسایه ها هم بویی نبردن. تو سکوت خبری همه چی رو حل کرد و الحق هم اینقدر خوب اینکار رو کرد که تو ذهنمه برای تولد بعدیش یه نوشته بنویسم براش: تو مثل حکومت میمانی، خفقانت مثال زدنیست.
مورد دیگه اینکه بعضی ها هم هستن تا میخوان از کار هایی که کردن بگن سعی میکنن خیلی بزرگ نشونش بدن و مثلا بگن انجام این کار خیلی رو زندگیم تاثیر داشته. مثلا : " امروز رفتم برای خودم پاستیل خریدم و زندگیم زیبا شد". بابا لااقل یکم قبل از چیزی که میخواید بگید دقت کنید. زیبا شدن زندگی خیلی اتفاق بزرگیه که صرفا بخواد با یه پاستیل خریدن اتفاق بیوفته. یا اینطور بگم که چه زندگی سطحی و پوچ و کسشری دارید که صرفا با خریدن پاستیل زیبا شده.
یک مدل تایپ کردن هم هست که طرف برای اینکه ذوق زدهگیش رو نشون میده میاد خیلی رندوم چند بار روی کیبورد میکوبه تا یه سری حروف اجق وجق کنار هم قرار بگیرن. مثلا :"وااای خیلی قشنگ بود جقجثانجقکتسث۹۸۶هسدوکزجوسدا".
من هر وقت اینا رو میبینم تنها تصویری که توی ذهنم شکل میگیره یک معلول روی ویلچر کنار پنجره است که دهنش کج شده و آب دهنش آویزونه و دست پاهاش رو بستن تا یه وقت به خودش آسیبی نرسونه.
علتی که از تماس تلفنی خوشم نمیاد اینه واقعا جوابی برای سوال "چکارا میکنی" ندارم. واقعا هم سوال مزخرفیه حالا انگار من کارم به فاحشگی کشیده شده باشه یا مشغول عمل قلب باز باشم تفاوتی برای طرف مقابل ایجاد میکنه. به همین خاطره تماسام اکثرا خیلی طول نمیکشه چون از اونجایی که همیشه به معنی واقعی کلمه کاری نمی کنم بعد از این سوال واقعا حرفی نمی مونه که بزنیم. به همین خاطر از این به بعد میخوام حداقل توی جواب این سوال به دروغ هم که شده یه چیزی بگم تا مکالمه حداقل بیشتر طول بکشه. دفعه بعد که یکی این سوال رو ازم بپرسه شرح مقاله ای که به تازگی توی آی اِس آی ثبت کردم رو براش تعریف میکنم.
من با سیاست کلی پادکست و پادکستر ها مخالفم چون یه جور تبلیغ حرف زدن محسوب میشه در صورتی مردم الان بیشتر همه چیز نیاز دارن یه کم در اون گاله رو ببندن.
از ما طرفدار های گات یاد بگیرید که تا سریال تموم شد دیگه در موردش صحبت نکردیم. نه اینکه مثل شما خایمالای هری پاتر و فرندز بیایم ده سال بعد از تموم شدن همچنان در موردشون حرف بزنیم و مغز بقیه رو باهاش بجویم. که البته دلیل اینکارمون هم اینه که فصل آخر ریده بود و ما رومون نمیشه در موردش صحبت کنیم و گرنه اگر سریال خوب تموم میشد به خدای احد و واحد قسم خودم پارهتون میکردم.
میل به جاودانگی باعث شده تاریخ نوشته بشه و این میل تماما از خود خواهی بیش از حد انسان میاد. اگر انسان های قدیم یه خورده از خود خواهی شون کم میکردن و بعد از هر اتفاقی رو به دوستاشون میگفتن کسکشه هرکی بعدا راجب این مسئله حرف بزنه اینجوری شاید تاریخی نوشته نمیشد و ما هم الان مجبور نمی شدیم هر روز بخاطر اتفاقاتی که هزاران سال پیش رخ داده یه بساط جدید پهن کنیم.