بی قانون

جدی نگیرید !

سگ سیاه افسردگی

با دو پلاستیک خرید در دست داشتم از بازار برمی گشتم ، به دم در خونه که رسیدم متوجه یه چیز سیاه گنده سر کوچه شدم...

با دقت که نگاه کردم دیدم سگ سیاه افسردگی سر کوچه ایستاده و فقط داره به من نگاه می کنه. وقتی چشم تو چشم شدیم یه چشمک بهم زد و لباش رو غنچه کرد و یه بوس برام فرستاد بعد شروع به دویدن سمت من کرد.

بدون معطلی رفتم توی خونه و درو پشته سرم بستم ولی هنوز می تونستم صدای قدم های اونو بشنوم. ایندفعه هم به خیر گذشت ولی باید حواسم رو بیشتر جمع کنم چون میگن هیچکس تا حالا نتونسته سه بار از دستش فرار کنه.

شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۷ - 18:12 - رضا   
بلک تم طراحی شده توسط بلک تم